به ناگاه مطلبی به خاطر نشاندمی، لباس هایم را تکاندمی و روی پا ایستادمی و دختر باکلاس را خواندمی
که ای بانو خشم را فرو خور که کلاست نتنبد
بدان اینکه گفته اند مهریه و نفقه حق زن است دلیل ندارد
کمی آرامید و گفت ببین گل پسر دهاتی درسته یخده بی حجابم اما جونی تو کافر نیستم اینا هم که فرمایش کردی
دلیلش قرآن است
گفتم ببخشید اگر حمله نمی فرمایید باید خدمت جناب تان عرض بونومویام در همان قرآن نوشته مقنعه و چادر بپوشید و زینت های خود را به نامحرم نشان ندهید و لیکن
تیپ شما به مسلمانی شباهت ندارد
یک حرف خیلی منطقی زد گفت
برو آقا اول برو جلوی اختلاس و گرونی رو بگیر بعد به من گیر بده
گفتم ببخشید خانم اگر دزد به سر ایتان تشریف بیاورد
مأمور بفرماید خانم اول برید جلوی گرونی و اختلاس رو بگیرید بعد به آفتابه دزد گیر بدید
یا اگر همسایه تان در نیمی از نصف شب با صدای بلند آواز در دهد و شما بفرمایید آقا ساکت ما می خواهیم استراحت بونوماییم
و ایشان عرضه بدارد خانم اول جلوی اختلاس و گرونی رو بگیر بعد به من گیر بده آیا صحیح می نوماید
آن برهنه گردن من من کنان بفرمود من این چیزها رو لا ادری، اوکی؟ حوصله جر و بحث ندارم اوکی؟
اصلا چرا خودت با من که نامحرم هستم حرف می زنی
دیگر جلوی خنده ام را نتوانستم بگیرم و از آنجا دور شدم
مدرن الدوله مهلک الممالک
موضوعات مرتبط: داستان نوشته ی خودم ، نوشته ها و لطیفه های تولیدی خودم ، متن طنز نوشته ی خودم ، مدرن الدوبله مهلک الممالک
.: Weblog Themes By Pichak :.
